ممکن است هر فردی در طول زندگی خود، در برخورد با بحران های فکری که تجربه می کند، احساساتش به شدت آسیب دیده و یا به دلایلی دیگر، در دام چالش های روانی و آشفتگی های ذهنی گرفتار شود. با بکارگیری راهکارهای مناسب می توان سریعتر و راحت تر زندگی خود را از سر گرفت. در ادامه، تعدادی از این راهکارها را به شما معرفی می کنیم:

راهکارهایی برای بهبودآشفتگی های ذهنی

دشمن خود را شناسایی کنید

چنانچه موقعیت خاص یا موقعیت های خاصی شما را در بر گرفته اند که سبب ساز حال ناخوش شما می شوند، آنها را بررسی کرده و نسبت به آنها شناخت پیدا کنید. به این ترتیب دشمن خود را شناسایی می کنید. الگوها و مدل ذهنی خود را که شما را به بند کشیده اند و شما را از زندگی، آشفته و دلزده می کنند ، بشناسید.آنها را از بیرون نظارت کنید و اجازه ندهید موقعیت های زندگی شما را فریب دهند یا کنترل شما را بدست گیرند. در عوض، یاد بگیرید که شما بر آنها سلطه پیدا کرده و مدیریتشان کنید. در واقع با آگاه شدن به دشمن ذهنی خود که می تواند هر فکر و الگوی ذهنی شما باشد، قدرت را از آنها گرفته و خود را ارباب تفکراتتان کنید.

افکار شما خود شما نیستید

گاهی بیماری های روانی و آشفتگی های ذهنی ، تنها ناشی از وجود افکاری است که در ذهن ما زیست می کنند. زیرا به اندازه ای تحت تاثیر آنها قرار می گیریم که تبدیل به فردی بی ارزش و ضعیف می شویم. این فرایند به این دلیل شکل می گیرد که ما افکارمان را حقیقی می پنداریم یعنی اجازه می دهیم به باور ما تبدیل شده، باعث آشفتگی های ذهنی  می شود. با تکرار و تکرار آنها برای خود، تبدیلشان می کنیم به بخشی از وجود و زندگیمان. درحالیکه هر فکری تنها یک فکر است و هیچ ماهیت دیگری ندارد.

برای متوقف کردن این چرخه، کافیست به محض ظهور اینگونه افکار در ذهنتان، به خود بگویید که اجازه نمی دهم توجه مرا به سمت خود بکشانی، من به ندای تو گوش نمی دهم تا نتوانی مرا اسیر خود گردانی . زمانیکه شروع می کنید به تغییر دیدگاه خود نسبت به افکارتان ، بازسازی باورهای خود و افکار مخرب را به محض پدیدار شدن رد می کنید، تمام قدرت آنها را می گیرید و در واقع آنها می میرند. اگر به تایید آنها ادامه داده و اجازه حیات در ذهن را به آنها بدهیم، فرمانروای ذهن و در نتیجه ارباب زندگی ما می شوند اما در عوض می توانیم با تکذیبشان، آنها را از میان برداشته و از زندانی که برای ما ساخته اند آزاد شویم. آنها را از خود ندانسته و به هویت کاذب آنها بها ندهید و باعث آشفتگی های ذهنی برای خود نشوید.

تغییر عادات

ما انسانها ذاتا موجوداتی هستیم که به همه چیز عادت می کنیم. به این ترتیب با تغییر دادن عادت هایمان می توانیم تاثیرات بلند مدتی را در زندگیمان رقم بزنیم. شخصیت ما به نوعی برگرفته از عادت هایمان شکل می گیرد. هر فکری می تواند به نوعی عادت در ما، تبدیل شود.بنابراین بهتر است به محض ظهور فکری در ذهنمان از خود سوال کنیم که آیا این تفکر برای زندگیمان سازنده است یا خیر، اگر بود حفظش کنیم اگر نه از آن عبور کنیم تا در ما جان نگیرد. خبر خوشحال کننده همین است که شخصیت ما همواره در حال تغییر است زیرا افکار ما متحول شده، مدل ذهنی و الگوهای تفکر ما را دچار تغییر می کنند و ما می توانیم شخصیت خود را بازسازی و ترمیم کنیم.

عصب شناسان، این ویژگی ذهن را انعطاف آن به شمار می آورند که ما همواره می توانیم پیش نویس های ذهنی خود را تغییر داده و مجدد به شکلی صحیح، بنویسیمشان. البته لازم به ذکر است که کار ساده ای نیست و نیاز به سخت کوشی دارد تا بتوان باورها و در ادامه عادت های زندگی را تغییر داد. باید بتوانید با ترس هایتان برخورد کرده، به مقابله با افکار منفی رفته و لحظات پرچالشی را سپری کنید تا چرخه را به شکل دلخواه بگردانید و این کار، انرژی و توان زیادی از شما می گیرد اما خوشبختانه امریست شدنی. در واقع بیش از آنچه بتوان تصور کرد قدرت تغییر خود را داریم.

دقت کنید که تغییر کردن فرایندی است که به کندی صورت می گیرد و زمان لازم است تا در ما تثبیت شود. اما می توانید با سپری کردن هر مرحله کوچک از یک تغییر بزرگ، به عقب نگاه کرده و انگیزه لازم را برای ادامه دادن مسیر، در خود خلق کنید. تصویر نهایی و ایده ال از نتایج دلخواه را در ذهنتان ایجاد کرده و ناملایمات مسیر را طاقت بیاورید.

تمرکز بر تغییر دادنی ها و پذیرش تغییر نکردنی ها

انرژی خود را تغییر مسیر دهید . به این معنا که برای مسایلی که تغییر دادنشان در توان و کنترل شماست انرژی اختصاص داده و خود را تمرین دهید تا در مورد مسایلی که فعلا تحت کنترل شما نبوده و قابل تغییر نمی باشند، شانه بالا انداخته و با بی اعتنایی بگویید، می پذیرمت . بطور مثال تجربه معاشرت با برخی افراد و یا قرار گرفتن در معرض بسیاری پیشامدها و موقعیت های نا خوشایند، خارج از کنترل ما می باشد اما انتخاب واکنشی که می توانیم از خود نشان دهیم اختیاری است .

بهترین مثال در این باره اینست که تجربیات دوران کودکیمان تقصیر ما نیست و از جمله مواردیست که باید بپذیریمشان اما چگونگی شکل دهی زندگی در دوران بزرگسالی، مسئولیت شخصی خودمان است. برای برخوردار بودن از یک شخصیت کاردان و صاحب رفتار بالغانه، که سلامت روانی را تجربه کند، لازم است محدویت های خود را که خارج از کنترلمان هستند، شناسایی کرده و درادامه با پذیرش آنها، توان خود را برای مسایلی که تحت کنترل خودمان هستند بکار بگیریم و باعث آشفتگی های ذهنی در خودمان شویم، تا به شکلی که دلخواهمان است پیش بروند.

بطور مثال شرایط جوی و جغرافیایی منطقه زندگیتان ، وضعیت اقتصادی جامعه و فرهنگ مردمان محل زندگی خود را بپذیرید و در عوض برای رفاه بیشتر مالی خود، به استاندارد رساندن فرهنگ شخصی خود و خانواده تان ، بهره بردن از مناطق بهتر آب و هوایی با سفر کردن یا سپری کردن زمان به هنگام تعطیلات در مناطق خوش آب و هوا و یا حتی تغییر منطقه زندگیتان، برنامه ریزی کنید، اما تا زمانیکه تغییرات دلخواه محقق نشوند، با آب و هوا، اقتصاد و فرهنگ محل زندگیتان نجنگید.

به این ترتیب احساسات ناشی از درماندگی در برابر مسایل غیر قابل تغییر مانند خشم، بدبینی و عدم امنیت، جای خود را به انعطاف پذیری، صلح و قدرت می دهند. مشکلات، امکانات محدودیت ها و توانمندیهای شما، همه از آن خودتان هستند . مشکلات و محدویت ها را پذیرفته و با توانمندی و امکانات خود، زندگیتان را در سطح متعادلی از رضایتمندی حفظ کنید.

درخواست حمایت کنید

برای رفع تمام تنش های فکری، نیاز به کمک اطرافیان دارید . در واقع با توجه به اینکه از میان برداشتن آشفتگی های ذهنی ، کار پیچیده و عمیقی می باشد بهتر است در زمان رویارویی با چالش های روانی، از دوستان یا اعضاء خانواده خود بخواهید که حامی شما باشند. آنچه لازم است بدانید اینست که از هر کسی کمک نخواهید بلکه فرد مورد نظر بایستی قابل اعتماد بوده و قدرت همدلی و همفکری خوبی با شما داشته باشد.

اگر در میان دوستان یا اعضاء خانواده شخص مناسبی نمی یابید، با عضویت در گروه های مشاوره خوب، دیدار با یک کارشناس و مربی شایسته یا استفاده از مطالب ارزنده در یک سایت یا صفحه خوب مرتبط در اینترنت، به خود کمک کنید. به تجارب و داستان های مشابه دیگران گوش کنید و نظرات افراد با تجربه را دنبال کنید. می توانید از کسانی که مسایل مشابه شما را پشت سر گذاشته اند پرس و جو کنید تا به نکات آموزنده ای برسید.

 

حرمت نفس خود را حفظ و تقویت کنید

اختلالات روحی روانی هم مشابه کسالت های جسمانی هستند یعنی حتی اگر دچار بیماری روانی هم شوید نباید احساس شرم کنید یا حرمت نفستان را از دست بدهید. همانطور که بیماری جسمی، می تواند در طول زندگی شما را مبتلا کند، بیماری و مشکلات روانی هم می توانند بخشی از مسیر یک زندگی طبیعی به شمار آیند. در واقع، بهبودی و غلبه برآشفتگی های ذهنی و اختلالات رفتاری، نیازمند شجاعت و منش بلند مرتبه ای است که می توانید به خاطر آن، به خود بالیده و حرمت نفستان را قویتر هم کنید. بنابراین رها شدن از ناراحتی های روانی را به شکل دستاورد ارزنده ای در نظر بگیرید که از شما فرد با عظمتی می سازد نه اینکه آن را نقصی در نظر گرفته و نسبت به خود ، توانمندی ها و ارزش هایتان بدبین شوید.

فرصت خدمتگزاری به دیگران

زمانیکه بتوانید بر مشکلات روحی روانی فائق آمده و راهکارهای مناسب و برخاسته از تجارب شخصی خود را گردآوری کنید، به فردی کاردان، آگاه و راهنما در این زمینه تبدیل می شوید. می توانید با به اشتراک گذاشتن تجارب و دریافت های مفیدی که در طول دوران بهبودی از گرفتاریهای روحی و فکری داشته اید، به کسانیکه گرفتار مشکلات روحی هستند کمک کرده و هرچه بیشتر به خود شکوفایی برسید.اگر شما از دردی نجات یافته اید به دیگران هم کمک کنید که نجات پیدا کنند.

در واقع به شما پیشنهاد می کنیم که در هر دغدغه و چالشی به نکات مثبتی که می توان از آنها استخراج کرد فکر کنید مثل همینکه با خود بگویید من از پس این آشفتگیها و تنش های فکری روانی بر خواهم آمد و هر چه آموخته ام را به دیگران آموزش می دهم و چالشی که با آن دست و پنجه نرم می کنم را تبدیل به فرصتی برای خدمتگزاری به همنوعانم خواهم کرد.

مراقبت از جسم

به سلامت جسمتان توجه کرده و مراقبت از جسم خود را جدی بگیرید زیرا سلامت جسم و روان شما جدا از هم نیستند. خیلی بیش از آنچه تصور کنید بین سلامت جسم و روان، رابطه تنگاتنگ وجود دارد. بخش قابل توجهی از سلامت روانی وابسته به توانمندی ما در حفظ سلامت جسمانیمان می باشد. مثال ساده در این مورد اینست که یک پیاده روی ساده یا شنا کردن، می تواند بطور چشمگیری اعصاب ما را آرام کند.

یا اینکه با توجه به تاثیر زیاد تغذیه بر سلامت روح و روان، چنانچه نوشیدن قهوه را بیش از حد کنیم، به فردی تبدیل خواهیم شد که به راحتی تحت تاثیر محیط قرار گرفته و از خود بیخود می شویم. علاوه بر اینها برای غلبه بر تنش های ذهنی، نیاز به انرژی زیادی داریم که خواب خوب، تغذیه سالم، ورزش و پرهیز از هر عاملی که به سلامت جسمان آسیب وارد می کند و باعث آشفتگی های ذهنی  می شود،  انرژی لازم و قدرت ما را برای حفظ سلامت روانمان افزایش دهد.

 

فاجعه پنداری نکنید

شاید باورش برایتان سخت باشد اما در بیشتر مواقع خود ما هستیم که به عبارتی از کاه، کوه می سازیم و با شاخ و برگ دادن به دغدغه ها و افکار منفی خود، قبول شرایط و گذران زندگی را بر خود سخت تر می کنیم. منظور این نیست که به مرده ای متحرک تبدیل شویم که هیچ چیز بر ما تثر نگذارد اما برای رنج بردن و تاثیر پذیری خود از محیط نامساعد زندگی، حد و مرز قائل شویم تا دچار وسواس فکری نشویم و دست به اغراق ناملایمات نزنیم.

می توانیم با لبخند زدن و به بازی گرفتن تلخکامی ها، قدرت خود را نسبت به آنها بیشتر کنیم. به جای اینکه با بال و پر دادن به آنها، تبدلیشان کنیم به هیولاهایی با عظمت در زندگیمان که ما را له کنند. تا جاییکه می توانید به مشکلات و آشفتگیهای ذهنتان ساده نگاه کنید، ضعیف در نظر بگیریدشان و با شوخ طبعی و دیدی طنز آلود، ترس هایتان را کنار بزنید.

از تمام لحظات و خوشیهای کوچک لذت ببرید

با تمرکز به روی هر لحظه شاد و هر تجربه خوشایندی که برایتان رقم می خورد، خود را عادت دهید که از کنار همه لحظات زندگی و فرصت های حتی محدود و کوچک شاد بودن، ساده نگذرید. یاد بگیرید که لحظات زندگی را به آرامش و پذیرش، گره بزنید و با این کار معنای تازه و عمیقی به زندگی خود ببخشید. مشکلات روانی به معنای گیر کردن در احساسات و افکار منفی و تلخیست که لذت بردن از زندگی را بر ما منع می کند.

هر لحظه به خود بگویید تمام آنچه در اختیار دارم همین لحظه ایست که در آن حضور دارم، همه دارایی من همین لحظاتی است که از پی هم می آیند و می روند پس بیشترین بهره برداری را از آنها خواهم کرد. نفس عمیقی بکشید، ترس ها را رها کنید و بدون راه دادن هیچ فکر مخربی، فقط از زندگی کردن در هر لحظه لذت ببرید و چنانچه در شرایط نامطلوبی بسر می برید، با هر نفس، نا امیدی و درماندگی را از وجود خود خارج کنید و به جای آن امید و سرسختی را به وجودتان وارد کنید.

 

Total
0
Shares

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *