خود آگاهی به این معناست که نسبت به شخصیت خود که نقاط قوت و ضعف، افکار، احساسات،  عقاید و تمایلات شخصی شما را شامل می شود، آگاه باشید. یک  فرد خودآگاه، درک بهتری از دیگر انسان ها داشته و به راحتی متوجه می شود که در ارتباطاتش بایستی چگونه عمل کند.

 

راههای تقویت خود آگاهی

از منطقه امن خود خارج شوید

آیا تابحال شنیده اید که معجزات خارج از منطقه امنی که برای خود در نظر گرفته اید رخ می دهند؟ مشابه این موضوع در مورد احساساتمان نیز رخ می دهد. افراد گرایش به این دارند که از احساسات ناخوشایند فاصله بگیرند تا امن تر باشند. اما این نوع عملکرد در بلند مدت راهکار مناسبی نخواهد بود بلکه شما بایستی اجازه دهید تا  تمام احساساتتان به سطح آیند، تجربه شان کنید و پیامی که هریک از آنها در خود دارند را دریافت کنید.

به جای گریز از احساسات، به دل آن ها رفته و جریان آن ها را در خود حس کنید. نادیده گرفتن احساسات تنها موجب می شود که در زمانی دیگر به شکلی غیر قابل پیش بینی بروز کنند نه اینکه از بین بروند. چند مرتبه که خود را از منطقه امنتان جدا کرده و تجربیات خارج از ترسهایتان را کسب کنید، متوجه خواهید شد که فراتر رفتن از حاشیه امنتان می تواند خطرناک نبوده و تنها با کمی جسارت قادر به برطرف کردن چالش های احتمالی خواهید بود.

محرک های خود را شناسایی کنید

عوامل تحریک کننده وجودتان را شناسایی کنید. شخص، موقعیت یا قرار گرفتن در حالتی که احساسات شما را برانگیخته کرده و شما را به سمت عملکردهای معینی سوق می دهد. این عوامل مانند یک خون آشام تمام انرژی محیط اطراف را به درون خود می کشد. مثلا اینکه در یک محیط کاری بسیار شلوغ بویژه زمانیکه همکاران شما مدام با تلفن خود مشغول صحبت کردن هستند برای شما بسیار سخت خواهد بود که تمرکز کنید. واکنش عادی در برابر چنین عوامل برانگیزاننده ای این است که تمام انرژی فردی تخلیه شده و به عبارتی فرد درمانده می شود.

زمانیکه متوجه باشید چه مسایلی شما را برافروخته می کنند مدیریت شرایط برایتان آسانتر خواهد بود، زیرا احساساتی که شما را درگیر می کنند برایتان قابل پیش بینی خواهند بود. در واقع متوجه خواهید شد که چرا افراد و موقعیت های خاصی دکمه تنش و آشفتگی ذهنی شما را روشن می کنند. بطور مثال محیط شلوغ پیرامونتان شما را پریشان می کند، زیرا مهارت شنیدن و صحبت کردن در فضای عمومی که بخشی از خود آگاهی است در شما ضعیف می باشد.

خود آگاهی برای شناخت احساسات

احساسات خود را قضاوت نکنید

یک احساس تنها یک احساس است نه بیشتر و نه کمتر. چنانچه احساسات خود را  با صفاتی نظیر خوب، بد، مثبت و منفی برچسب بزنید، توانایی خود را در شناخت حقیقی آنها و آگاه شدن به حضورشان در وجود خود از دست خواهید داد. انسانها بطور طبیعی دست به قضاوت مسایل زده و آنها را به دو گروه بزرگ خوب و بد یا مثبت و منفی قسمت می کنند. اما این نوع عملکرد نتایج معکوس به بار می آورد.

احساسات بد طوری تلقی می شوند  که به هر شکل ممکن از آنها اجتناب شود. شما تمایلی به تجربه آن ها نداشته و در واقع قصد خلاصی از آن ها را دارید. از تجربه آنها احساس شرم می کنید که شرم، خود احساسی منفی در نظر گرفته می شود. احساسات خوب هم بطور خودکار به گونه ای در نظر گرفته می شوند که بایستی به دنبال تکرار آنها باشید. تمایل به تجربه مجدد آنها داشته و در واقع بدنبال آن هستید که خود را با آنها پاداش دهید. اما در واقع آنها را بیش از حد بها داده و موجب می شوید که افسار زندگی شما را در دست بگیرند. تمام این احساسات آگاهی های ویژه ای را در خود برای زندگی ما به همراه  می آورند. شما آنها را احساس می کنید زیرا :

  • رضایتمندی را تجربه می کنید هنگامیکه دستاوردهایی را داشته اید
  • غم را تجربه می کنید هنگامیکه فقدانی را پشت سر می گذارید
  • سرخوردگی و یاس را تجربه می کنید هنگامیکه واقعیت با آنچه انتظارش را داشته اید تفاوت دارد
  • هیجان زدگی را تجربه می کنید هنگامیکه با اعضای خانواده خود تعطیلات آخر هفته را سپری می کنید

چنانچه این فرصت را به خود بدهید که احساستان را همانگونه که پیش آمده رصد کنید این شانس را خواهید داشت که به درک درستی از آن برسید و پیامی را که ذهنتان می خواهد به شما بدهد دریافت کنید. زمانیکه احساسات خود را قضاوت نمی کنید آنها به سمت شما آمده و  رهایتان می کنند و سلطه ای بر شما نخواهند داشت بنابراین بخشی از خود آگاهی را تقویت نموده اید.

با خلق و خوی شاد و ناراحت تصمیم گیری نکنید

برای همه ما انسانها زمان هایی پیش می آید که با احساسات ناخوشی دست و پنجه نرم می کنیم که خود را بد شانس، افسرده و بی انرژی خطاب می کنیم و نیز زمان هایی که سرخوشیم و شادی زیادی را در خود حس می کنیم و خود را قادر به انجام هرکاری می بینیم. در واقع واقعیت آن لحظه را می پذیرید. آنچه مهم است آگاهی به این مساله است که تصمیم گیری ها و انتخاب های خود را در چنین زمان هایی که سطح هیجانات شما بالاست انجام نداده و به تاخیر بیندازید. به هنگام تجربه احساسات تلخ قادر نیستید نکات مثبت یک مساله را درک کنید و به هنگام سرخوشی هم از روی هیجان ممکن است دست به انتخاب هایی بزنید که در آینده برایتان پشیمانی به همراه آورد. توصیه ما به شما این است که مراقب احساسات خود و تاثیراتی که به روی عمکردهای ذهنی شما می گذارند باشید.

خودآگاهی برای تصمیم گیری درست

ناظر احساساتتان باشید

تصور کنید که می توانستید به سطحی بالاتر از شخصیت خود بروید و خود را از بالا نظاره گر شوید. مانند پرنده ای که در آسمان پرواز می کند و به کل تصویر زمین احاطه دارد. به این ترتیب از میدان دید محدود خود فراتر رفته و نگاهی کلی به زندگی خود خواهید انداخت. چه مسایل بیشتری را می توانید مشاهده کنید و چه درک عمیقی از رخدادها و حقایق زندگی خود بدست می آورید؟ اگر چه نمی توانید بر روی زندگی خود پرواز کنید، اما می توانید درک گسترده تر و بیشتری نسبت به احساسات و رفتارهایتان برای خود آگاهی بیشتر پیدا کنید.

شما بایستی بین فضا و فاصله میان برانگیختگی و واکنش هایتان قرار بگیرید تا این فرصت را به خود بدهید که تمامی اطالاعات را پردازش کرده و به همه مسایل از زاویه برتر نگاه کنید. فرض کنید والد پسر بچه کوچکی هستید که قصد شام دادن به او را دارید و ظرفی از گوشت و سبزیجات برایش آماده کرده اید. در ادامه مشاهده می کنید که نه تنها غذایش را نمی خورد بلکه تمام تکه های غذا را به روی زمینی که تازه تمیز کرده اید می ریزد. در این زمان است که خون شما به جوش می آید و می توانید فریاد بکشید اما اگر بتوانید خود را به بالای صحنه برده و ناظر اتفاق شوید خود را در نقش والدی می بینید که تنها نگران سلامتی و دریافت بیشتر مواد غذایی مغذی از سوی فرزندش می باشد.

 

ارزشهای خود را بازبینی کرده و مطابق با آنها عمل کنید

زندگی شما پر هیاهوست، کارتان فشرده است و خانواده محتاج حضور شماست. بایستی زمانی را برای یادگیری های خود اختصاص دهید، تفریح کنید و روح و روان خود را در آرامش نگه دارید. همه این مسایل حسابی شما را سرگرم خود خواهند کرد به گونه ای که تمام تمرکز شما به انجام این فعالیت ها و در نتیجه دنیای بیرون از خود معطوف می شود، در حالیکه شما نیاز دارید به درون نگری عمیق خود بپردازید تا خود آگاهی را تجربه کنید. بنابراین متوقف شده و نظام ارزشی خود را بررسی و باز آفرینی کنید:

  • آیا شغلتان در راستای آنچه دلخواه شماست در جریان است ؟
  • آیا بایستی دست به کارهای جدیدی در رابطه با شغلتان بزنید تا رضایت بیشتری در شغلتان بدست آورید
  • آیا رفتار همکارانتان با شما به شکلی که دلتان می خواهد دنبال می شود ؟
  • آیا برای بودن کنار خانواده خود به اندازه کافی زمان اختصاص می دهید ؟
  • آیا مسیری که در آن قرار دارید به جایی که در دو سال آینده دلتان می خواهد باشید شما را رهنمون می کند ؟

با استفاده از اینگونه سوالات می توانید ارزش های خود را در زندگی بازبینی کرده و متوجه شوید که تا چه اندازه با باورها و سبک زندگی شما همخوانی داشته یا در مغایرت می باشند. برای شفافیت بیشتر به این توضیحات دقت کنید :

ارزش های شما، باورهای شما هستند آنچه که به آن معتقد و متعهد هستید و در شما ثابت و ماندگار هستند.

رسالت شما آن چیزی است که با تکیه بر آن قصد دارید در جهان تغییری ایجاد کنید مثلا قصد دارید محصولی خلق و تولید کنید تا با قیمتی کم و  کیفیت بالا، راهگشای بخشی از زندگی روزمره افراد باشد.

اهداف شما شامل مواردی می شوند که قصد رسیدن به آنها و تصاحبشان را دارید. بطور مثال هدف اینکه در سه سال آینده یک تاجر موفق در زمینه فروش پارچه شوید.

خود را بطور پیوسته رصد کنید به ویژه در زمان تنش و استرس

بخش قابل توجهی از خود آگاهی به پردازش درونی شما مربوط می شود اما وضعیت درونی شما ظهور بیرونی هم دارد. بایستی خود را عادت بدهید که با بررسی مرتب و هوشیارانه نشانه های ظهور بیرونی آنچه در درونتان می گذرد، از درست بودن سبک زندگی خود مطمئن شوید. وضعیت جسمانی خود را مثل حالت چهره و رنگ و رویتان را نگاه کنید. به آراستگی خود توجه کنید. به لباس پوشیدن و نظم و ترتیب خانه و اتاق کارتان. وضعیت نرمال خود را بشناسید و متوجه زمان های تنش و استرس خود و تغییراتی که در ظاهر شما بوجود می آورند باشید (کنترل استرس و اضطراب). به این ترتیب با سرعت و به سادگی متوجه نا مساعد شدن شرایط روحی خود خواهید شد. در واقع علائم حال خوب و بد خود را با خود آگاهی می شناسید.

 

 

از خود بازخورد بگیرید

خود آگاهی و خود شناسی را دنبال کنید. درون هر یک از ما بخشی وجود دارد که بر هیچکس جز خودمان آشکار نمی شود و بخشی است که آن را با دیگران به اشتراک می گذارید. در این میان نقطه ای وجود دارد که قادر به دیدنش نیستید و با نام  “سایه ” می توان از آن یاد کرد. شاید نتوانید خود را منصفانه و کامل رصد کنید اما دیگران می توانند در مورد بخشی از وجودتان که خود قابل به تشخیصش نیستید به شما کمک شایانی کنند.

می توانید از شریک زندگی، دوستان صمیمی یا  اعضاء خانواده خود بخواهید تا از شخصیت شما بازخورد بدهند. به هنگام دریافت بازخوردها، بیش از آنکه صحبت کنید شنونده باشید. با قلبی گشوده و اعتماد، به بازخوردها گوش کنید. حالت دفاعی را از خود دور کنید زیرا کسانیکه از آنها درخواست بازخورد کرده اید نزدیکان و عزیزان شما هستند.

Total
0
Shares

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *