ناگر سن امید به زندگی را در عصر حاضر، 78 سال و شروع بزرگسالی را هم 18 سال در نظر بگیریم، بحران میانسالی حدودا در 48 سالگی تجربه خواهد شد. دوره ای که در آن تفکرات عمیق در مورد اخلاقیات ، معنویات و معنای زندگی شکل می گیرد و افراد به سالهای سپری شده زندگی فکر کرده و افسوس زمان هایی را دارند که به حد کافی از زندگی خود لذت نبرده اند. اگر خود را در موقعیتی احساس می کنید که بیشتر زمانتان صرف مرور خاطرات گذشته می شود، احتمالا بحران میانسالی یا 50 سالگی را تجربه می کنید. نگران نباشید شما در تجربه این بحران تنها نیستید. در ادامه شما را با چگونگی این فرایند و مسایل پیرامونش آشنا می کنیم:

50 سالگی

برای بیشتر مردم در این سن، زندگی پر شده از تجاربی مانند ازدواج، بچه داری، موقعیت شغلی و اجتماعی و بطور شگفت آوری در این سن با غمی ناشی از ترسی مجدد نسبت به آینده مواجه می شوند. هر شخصی به گونه ای متفاوت و منوط به تجارب قبلی زندگی خود و شرایطی که در آن بسر می برد، این بحران را تجربه می کنند.

در 50 سالگی، افراد با چالش های تازه ای مواجه می شوند. شاهد تغییراتی در عادت های خود مانند عادت خواب و خوراکشان می شوند که نیاز به برنامه و سبک جدیدی در زندگیشان احساس می کنند. .تغییراتی که در ظاهرشان پدیدار می شود هم موضوع دیگریست که بایستی درپذیرش آن باشند. این تغییرات نوع لباس پوشیدن و سبک آراستگی و آرایش آنها را تغییر می دهد.

تفکر مرگ و اندیشیدن به پایان زندگی بخش عمده ا ی از مشغله های ذهنی آنها می شود. اینکه مرگشان چگونه و چه زمانی اتفاق می افتد و اینگونه تفکرات هستند که مقدمه ای می شوند برای افسردگی و خلق و خوی تند. به عبارتی تمرکز بر انجام کارها ضعیف شده و فرد با احساساتی نظیر غم، ناراحتی، درماندگی و بی حوصلگی دست و پنجه نرم می کند. سرگرمیهای همیشگی برایشان هیجانی به همراه نداشته و لذت بردن و تفریح کردن دیگر کار ساده ای محسوب نمی شود. به خوردن مشروبات الکلی و سیگار کشیدن روی می آورند تا خلا درونی خود را که دغدغه شان شده است آرام کنند. سازش با اطرافیان و نشان دادن انعطاف در روابط بین فردی، برایشان سخت می شود به گونه ای که میل به جدایی و ترک محیط کار در آنها به وجود می آید.

تنش های خانوادگی

استرس میانیسالی بیش از دوران پیش از آن نیست اما نوع استرس متاوت می شود. در واقع استرس افراد میانسال بیشتر در محیط خانواده آشکار می شود و می توان گفت با افزایش سن تنشهای موجود در روابط خانوادگی و دوستانه افزایش می یابد.

بیشتر مطالعه کنید:تقویت سیستم ایمنی بدن

احساس تنهایی و بی کسی

روانشناسان بر این باورند که تجربه بحران میانسالی به شکل احساس تنهایی و بی کسی تا اندازه ای پیشینه خانوادگی داشته و نیز بستگی به هدفمند بودن و اینکه فرد از جایگاه خوب و مناسب اجتماعی برخوردار است یا نه هم دارد. با تجربه بازنشستگی،چنانچه فرد فعالیت های خود را به اشکال دیگر دنبال نکند با خطر از دست دادن پیوندهای اجتماعی و حس خود ارزشی مواجه می شود.

عبور از بحران 50 سالگی

حال که با حال و احوال 50 سالگی آشنا شدیم باید برای پشت سر گذاشتن هرچه بهتر این دوران دست به کار شویم. برای شروع،از اینکه 50 سالگی را به شکل یک بحران متصور شوید دست بردارید زیرا تصوری اینچنین،موجب می شود آن را غیرقابل اجتناب در نظر گرفته و برای عبور سالم از آن خود را ناتوان ببینید.درحالیکه می توان 50 سالگی را دوره ای جهت رشد و تعالی در نظر گرفت.

معنای جدیدی از گذر عمر و افزایش سن برای خود تعریف کنید

به جای تاسف خوردن برای کارهایی که از انجامشان غفلت کرده اید یا فرصت هایی که از دست داده اید سنی که در حال تجربه اش هستید را فرصتی در نظر بگیرید برای استقبال از چالش های جدید و تجربه زندگی به سبکی متفاوت و تازه. بطور مثال بازنشستگی و آزاد شدن زمانتان را فرصتی برای گشت و گذار و فعالیت های داوطلبانه در نظر بگیرید.

احساسات خود را به اشتراک بگذارید

یک دوست قابل اعتماد پیدا کنید،کسی که صادقانه و به راحتی بتوانید از حال واقعی خود برایش صحبت کنید. چنین دوستی می تواند شخصی باشد که در شرایط مشابه شما قرار دارد یا کسی باشد که چنین دورانی را سپری کرده و می تواند راهکارهای مناسبی که در عبور از این دوران به دردش خورده را با شما در میان گذارد. شواهد حاکیست که نوشتن احساسات روزانه و یا به اشتراک گذاردن احساسات در وبلاگ هم می تواند راه مناسبی برای تخلیه احساسات بوده و از حجم حال ناخوش شما در این دوران کم کند.

از جنب و جوش و فعالیت لذت ببرید

انجام حرکات مرتب ورزشی،هم انرژی جسمانی شما را تقویت می کند هم خلق و خوی بهتر را موجب می شود. در واقع فعال بودن،توان شما را در به عهده گرفتن مسوولیت سلامتی و حال خوشتان بالا می برد.

شجاعانه درد و رنج ناشی از بحران خود را پذیرا باشید

رایج ترین تله ای که در برخورد با بحران ها گرفتارش می شویم انکار موقعیتی است که در آن بسر می بریم.راهکار بهتر اینست که احساسات تلخ خود را به رسمیت شناخته و به شکل مناسبی آنها را تخلیه کنیم مثلا از طریق درد دل با کسیکه نسبت به اینگونه احساسات آگاهی دارد.

نحوه تفکر خود را بازبینی کنید

شناخت درمانی بر این پایه استوار است که نحوه تفکر فرد راجع به خودش به روی اینکه فرد در شرایط گوناگون چه احساساتی راتجربه کند تاثیر گذار است. برخی از افراد در مواجهه با بحران،خود را سرزنش می کنند یا دست به نشخوار افکار منفی می زنند که توان مقابله با بحران خود را ندارند.برای عبور صحیح از چنین موقعیتی،می توان در ابتدا افکار،احساسات و واکنش های جسمانی را در موقعیت در حال تجربه،ثبت کرد. در این زمان است که فرد برای نخستین بار از احساسات و واکنش های ناخوشایندش آگاه می شود. زیرا بطور معمول ما نسبت به احساسات منفی خود چندان مطلع نیستیم در حالیکه برای قدم برداشتن به سمت تغییرات،لازم است به شکل مناسبی آنها را تخلیه کنیم مثلا از طریق درد دل با کسیکه نسبت به اینگونه احساسات آگاهی دارد.

تصورات منفی خود را به روشی صلح آمیز به چالش بکشید

لازم است سوالات محوری از خود بپرسید

آیا افکار منفی شما بازتاب حقیقی از موقعیت شما هستند ؟ حقایقی که در تضاد با افکار منفی شما هستند چه حقایقی می توانند باشند ؟

داستان زندگی خود را از نو بنویسید

سعی کنید این باور را در خود نهادینه کنید که هر بحرانی که پیش می آید و هر حال ناخوشی که رخ می دهد بایستی تجربه شود تا بتوان از آن رد شد و رویدادهایی هستند که اتفاق افتاده ا ند. زمانیکه از بحران و حال ناخوش فاصله می گیرید و ذهنتان را از انکار و جنگ با آنها رها می کنید می توانید داستان تازه ای از آنها خلق کنید که در زندگیتان جاری شود. به جای اینکه خود را در نقش بازنده یا قربانی ببینید،دیدگاه خود را تغییر داده و مسایل را با نگاه تازه ای رصد کنید. این کار به معنای بی اهمیت دانستن رویدادهای زندگیتان نیست بلکه مهم تر و بهتر کردن نقش خودتان در تجربه هاییست که در داستان زندگی کسب می کنید.

بیشتر مطالعه کنید:تاثیرات تغذیه سالم بر بدن

رخدادهای مثبت را ثبت کنید

ثبت اتفاقات خوش و تجربه موفق عبور از چالش هایتان،به شما کمک می کند که روحیه سخت کوشی خود را تقویت کرده و با توانمندی بیشتری از بحران ها گذر کنید. به این منظور ذهن خود را از بحران و احساسات ناخوشایند به سمت داشته ها و احساساتی که می توانید در شرایط سنی کنونی خود مد نظر قرار دهید هدایت کنید .

باور کنید که بهترین خود را زندگی کرده اید.به تجارب مثبت خود بیندیشید و به داشته های کنونی خود فکر کرده و آنها را یادداشت کنید.تمرین کنید که با افکارمثبت در تماس باشید تا افکار منفی ضعیف شوند. در واقع با این کار شما به خود این اجازه را می دهید که افکارتان از سمت رویدادهای ناخوشایندی که توان تغییرشان را ندارید مانند افزایش سن،به سمت مواردی هدایت کنید که کنترل آنها به دست خودتان است مانند انتخاب تنفس عمیق و شکرگذاری به جای غر زدن و حسرت جوانی .با حذف افکار منفی فضا برای افکار مثبت باز می شود.

خلق تعریف تازه از شادمانی در 50 سالگی

آشکار است که آنچه در 20 ،30، یا 40 سالگی ما را شاد می کند با آنچه در 50 سالگی شادمانی ما را رقم می زند متفاوت است. با اینکه در بحران 50 سالگی با احساس درماندگی دست و پنجه نرم می کنیم اما منبع تازه ای را برای شاد بودن پیدا می کنیم. در 50 سالگی، ما دست به تغییر احساسات، مدل ذهنی و پردازش های ذهنی خود می زنیم. در واقع از این سن به بعد دستاوردهایمان را منشا رضایتمندی خود در زندگی نمی دانیم بلکه این رضایت و خوشنودی را در روابط میان فردیمان جستجو می کنیم.به استحکام پیوندهای خانوادگی، دوستانه و اجتماعی پرداخته و تلاش می کنیم برای جهان هستی مفید باشیم.

نکات و ترفندهای کاربردی در این زمینه

شناخت بحران

آگاه شدن به تغییراتی که در 50 سالگی رخ می دهد به شما کمک خواهد کرد که با آمادگی بیشتری این دوران را بگذرانید.

پیش از انجام هر تغییر بنیادی خوب فکر کنید

قبل از ترک کا،ر خرید ماشین گران قیمت و خارج شدن از رابطه عاطفی، با نزدیکان خود مشورت کنید. گاهی دریافت ایده ها و نظرات خارج از دیدگاه های شخصی خود، می تواند دیدگاه مفیدی به ما ارائه دهد. با توجه به شوق زیاد به ایجاد تغییرات در این سن لازم است عادت به مشورت و تصمیم گیریهای منوط به زمان مناسب را در خود پرورش دهیم.

کمک حرفه ای بگیرید

درخواست برای دریافت کمک حرفه ای می تواند شامل اشکال مختلف مشاوره های درمانی،دارویی یا مجموعه ای از راهکارهای روانشناختی باشد.

بحران 50 سالگی اساسا مساله بدی نیست

بکارگیری افکار و ایده های تازه در این دوران،راهکار مثبتی به شمار می آید. افکاری که با تمرکز پردازش شوند و موجب خلق و گسترش تغییرات سازنده ای شوند که تاثیرات مخرب این بحران را کاهش دهند.بنابراین می توان با مدیریت تغییرات این دوران آن را از یک بحران به یک فرصت مبدل کرد.

از منطقه امن باورهایتان فراتر روید

با امتحان کردن فعالیتی جدید،افزایش آگاهی فردی و سفر کردن،خود را از منطقه امنی که سالها در آن زندگی کرده اید خارج کنید.

 

انجام کارهای داوطلبانه و خیر خواهانه

داوطلب شدن برای کمک به دیگران،نگرش شما را نسبت به مشکلات و دغدغه های حاصل از بحران 50 سالگی کم می کند. بطور مثال همدلی و همراهی کردن افراد بی خانمان و آسیب دیده از خشونت های خانوادگی،می تواند انتخاب مناسبی باشد.

راجع به بحرانی که تجربه می کنید با عزیزان خود صحبت کنید

گاهی،تنها داشتن یک گوش شنوا برای تجارب ناخوشایندی که تجربه می کنیم کافیست تا حالمان خوب شود. گفتگو و گپ زدن های خودمانی با عزیزانمان از میزان غم و دردی که تجربه می شود می کاهد.

تعیین اهداف جدید

چنانچه هدف های پیشین و برنامه های روزمره،دیگر پاسخگوی حال و احوالات کنونی شما نمی باشد شاید زمان آن رسیده که با ایجاد تغییر در اهداف و خواسته هایتان،انگیزه ای دوباره برای رضایتمندی در زندگیتان خلق کنید. به این منظور فهرستی از اهداف جدید تهیه کرده و با عزیزان خود در مورد چگونگی پرداختن به آنها صحبت کرده و شروع به برداشتن قدم های لازم کنید.

ورزش کنید و غذاهای سالم میل کنید

شرکت در کلاسهای یوگا،پیاده روی،شنا و موارد مشابه،شما را برای هرچه بهتر سپری کردن دوران بحران 50 سالگی آماده می کند. خوردن غذاهای ارگانیک و مکمل های مفید هم برای تامین انرژی بدن و سرحال بودن در این دوره انتخاب خوبی می باشد.

در کنار چالش های این سن،می توان از مواردی هم نام برد که برای افزایش سن،مزیت محسوب می شوند.

مهارت تصمیم گیری

طبق مطالعات روانشناختی انجام شده درباب مهارت های شناختی افراد 50 سال به بالا،می توان گفت که این افراد تا 50 سالگی بینش و تجاربی در زندگیشان کسب می کنند که توانمندی آنها را در تصمیم گیریها تقویت کرده و از آنها فرد مسلطی در این باره می سازد.

 

همدلی

نتایج مطالعات نشان می دهد که مهارت همدلی در افراد،بعد از 50 سالگی بهبود می یابد به شکلی که توان اهمیت دادن به دیدگاه های دیگران و اینکه برای درک دیگری،خود را به جای او بگذاریم در این سن بالا می رود.

بینش و ادراک قوی

شواهد حاکیست که افراد پس از تجربه 50 سالگی،نسبت به قبل بهتر می توانند مسایل را درک کرده و قدرت تشخیص و تمییز بیشتری پیدا می کنند به گونه ای که با بینشی قویتر زندگی را برای خود معنا می کنند.

Total
0
Shares

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *